
:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::


|
Iran has launched its first domestically-manufactured satellite into orbit, reports say.
An Iranian news network, IRINN, showed footage of what it said was a communications satellite named Safir-e Omid (Hope Envoy) being launched.
The pictures were accompanied by patriotic songs and music.
Iran has pursued its own space programme for years. In February it sent a probe into space as part of preparations for this launch.
Long-held ambition
Footage aired on IRINN (Islamic Republic of Iran News Network) showed the launch of the rocket in darkness.
The presenter said that the satellite launch was a trial which was successful. State and military officials confirmed that the launch had taken place.
President Mahmoud Ahmadinejad was at the launch, said one report.
Iran has long pursued its own space programme.
In October 2005 a Russian-made Iranian satellite named Sina-1 was put into orbit by a Russian rocket.
Sunday's launch comes amid a long-running dispute over Iran's nuclear activities.
The US and some European countries have demanded that Iran curtail uranium enrichment - but Iran protests that its purposes are peaceful and says it has a right to continue
منبع:بی بی سی.
| اسکانسها علاوه بر اینکه وسیله تبادلات اقتصادی هستند، خود یک هویت هنری نیز دارند.
|

لباسهایی رنگی صحنه هایی دیدنی برای تماشاگران در داخل و خارج استادیوم “آشیانه پرنده” ایجاد کرده بود.
پس از هفت سال انتظار مراسم گشایش المپیک با کمک 2008 طبل زن که شمارش معکوسی دیدنی ترتیب دادند آغاز شد.
اولین مجموعه از حدود 20 هزار فشفه آسمان پکن را همراه با فریاد و جیغ ناشی از هیجان تماشاچیان پر کرد.
طرح حلقه های المپیک با هزاران نقطه نورانی در روی زمین استادیوم تصویر شد و سپس در میان حیرت تماشاگران حلقه های به هوا بلند شدند.
سپس هنرمندانی وارد صحنه شدند تا عصر کنفوسیوس، فیلسوف چینی را پدید آورند.
در نمایشی تحسین برانگیز از حرکات هماهنگ، جعبه های خاکستری رنگ به عنوان نماد ابزار چاپ در چین باستان توسط هنرمندان به حرکت در آمدند و حروف مختلف زبان چینی را نقش زدند.
سپس جاده ابریشم که چین را به غرب متصل می کند توسط پاروزنانی با لباس آبی که بر روی پاروهایشان اجزاء تصویر نقش بسته بود به تصویر کشیده شد.
در این مراسم چشمگیر، رقاصانی که بدنشان با چراغ پوشانده شده بود و به نشانه دوران مدرن چین وارد صحنه شدند، تماشاگران را به وجد آوردند.
صدای شنیده شده در داخل ورزشگاه حاکی از آن بود که جمعیت حاضر در ورزشگاه از ظاهر شدن کره عظیم 16 تنی که هنرمندان بر روی آن دور می زدند، شگفت زده شده بودند.
ورزشکاران ایرانی پشت سر هما حسینی، شرکت کننده ایران در رشته روئینگ (پاروزنی) رژه رفتند.
لی نینگ، اسطوره ژیمناستیک چین، پس از دویدن به دور استادیوم “آشیانه پرنده” با کمک سیمهایی که به بدن او متصل بود به هوا بلند شد و مشعل بازی ها را روشن کرد.
ورزشکاران زیر شعله که در 16 روز آینده در ورزشگاه المپیک روشن خواهد بود، جمع شده بودند.
-تا 10 روز ديگر آيفون در بسياري از كشورهاي دنيا (حدود 20 كشورجديد) ارائه خواهد شد.همچنين امروز اعلام شد در سنگاپور نيز ارائه ميگردد.به مرور اكثر كشورهاي دنيا آيفون را ارائه خواهند كرد.نكته مهم قضيه اين است كه اين آيفون، نسل 3 هست و كشورهايي كه از آيفون نسل 3 ساپورت ميكنند، طبعا زيرساخت لازم را دارند.بنظرتان نوبت ايران هم ميرسد؟؟؟
-در عرض يك ماه(يعني 30 روز) تعداد 3 ميليون دستگاه آيفون 3G به فروش رفته است. همانگونه كه ميدانيد آيفون يك گوشي موبايل ساده نيست بلكه يك smartphone است.كدام گوشي هوشمند(اسمارت فون) را سراغ داريد كه 3 ميليون فروش در عرض يك ماه اول عرضه، داشته باشد؟
-در عرض همين 30 روز از فروشگاه آيتيونز تعداد 60 ميليون اپليكيشن دانلود شده است. درست ميبينيد 60 ميليون اپليكيشن در عرض يك ماه كه اكثر آنها نيز رايگان بودهاند. براي ديدن آمارهاي دقيقتر به اين مطلب از وال استريت ژورنال مراجعه كنيد.
هنوز هم دوستاني هستند كه فكر كنند آيفون نسل جديد صرفا يك شگرد تبليغاتي و يك تب زودگذر است؟؟ اگر هنوز هم چنين فكر ميكنيد طي روزها و ماههاي آينده مطالب اين وبلاگ را دنبال كنيد.بازهم در مورد آيفون خواهيم نوشت.
- اما كمي هم از زيباييهاي آيفون بگوييم. اگر آيفون جديد در دسترس ما نيست و نميتوانيم از لمس اين زيباروي لذت ببريم، اما ميتوان والپيپرهايي با محوريت آن را از اينترنت گرفته و با قرار دادن بكگراند دسكتاپمان اين حسرت را دو چندان كنيم. توصيه ميكنم براي شروع اين لينك را دريابيد. در اين لينك شما حدود 55 والپير زيبا از آيفون خواهيد ديد.هركدام جذابيت خاص خود را دارند. در اين آدرس هم ميتوانيد 30 والپيپر از آيپاد ميبينيد. اينجا نيز 60 تصوير ديگر را بيابيد. براي نمونه تصوير زير تقديم به همه شما عزيزان :
![]()
منبع:مزیدی
اگر با سايت يوتيوب آشنا باشيد احتمالا ميدانيد كه يوتيوب در بين سرويسهاي اشتراك ويديو با فاصله بسيار زيادي از ساير رقبا رتبه اول را در اين قسمت از بازار دارد. ويديوهايي كه در يوتيوب نگهداري ميشوند هم از نظر كميت و گاه از نظر كيفيت (كيفيت از نظر تصويري خير، بلكه از نظر محتوي و منحصر به فرد بودن) قابل قياس با سايرين نيست.
ويديوهاي زياد شما را مجبور ميكند تا انواع و اقسام ترفندهاي جستجو را ياد بگيريد تا به مطلبو برسيد. اما براي كساني كه حوصله اين كار را ندارند يا وقت لازم را ندارند اصلا جالب نيست. به همين دليل است كه سرويسهاي جانبي يوتيوب جذاب ميشوند.
يكي از اينها اينفينيتيوب است. ايده infinitube بسيار ساده اما مفيد و زيركانه است. روش استفاده : شما بر اساس علاقه خود يك عبارت را وارد ميكنيد مثلا : ايران يا آيفون يا … پس از كليك بر روی دكمه go شما ميتوانيد با خيال راحت در مقابل مانيتور بنشينيد و اينفينيتيوب تمام ويديوهاي موجود بر روي يوتيوب را كه مرتبط با كلمه مورد نظر باشند پشت سرهم براي شما نمايش ميدهد.
اين ميتواند مدلي- هرچند بتدايي- از يكي از انواع مختلف تلويزيونهاي اينده باشد. لازم به گفتن نيست كه لذت تجربه واقعي اينفينيتيوب را وقتي خواهيد چشيد كه سرعت اينترنت مناسبي داشته باشيد.
تلويزيون آينده را اكنون تجربه كنيد
منبع:مزیدی
حاصل کار آنها واقعا درخشان بود، آنها موفق شدند 30 عکس بسیار زیبا را انتخاب کنند، که بیشتر شبیه تابلوهای آبستره میمانند، تا تصاویر گرفته شده از زمین از فاصله 400 کیلومتری!


عکاسان زیادی متخصص گرفتن عکسهای زیبا از چشماندازهای زمین هستند، آنها عکسهای زیبای زیادی از فاصله نزدیک از مناظر میگیرند، اما زیبایی و مسحورکنندگی سیاره خاکی ما، فقط منحصر به سطح نیست، زمین از دید ماهوارهها هم زیباست و حتی آنگاه که ویجر یک از فاصله بسیار دور 6.4 میلیارد کیلومتری عکسی از آن گرفت، سیاره خاکی ما در شرایطی که تنها 0.12 پیکسل را روی عکس اشغال میکرد، باز هم زیبا و یگانه بود.
عکسها را به همراه توضیحات هر یک از آنها، میتوانید با رفتن به این صفحه ببینید.
منبع:۱پزشک
به راستی ماشین قهرمانسازی کشورهای دیگر چگونه و تحت چه مکانیسمی، قهرمان ورزشی تربیت میکند؟ چرا این ورزشکاران اشباعناپذیر به نظر میرسند و کسب یکی دو مدال جهانی و المپیکی و چند قرارداد تجاری آنها را به سقف آرزوهای شخصيشان نمیرساند؟ و آیا مایی که عادت داریم از قهرمانان خود اسطوره بسازیم و یک شبه آنها را به اسوههای اخلاقی مسلم تبدیل کنیم، راه خطا را طی نمیکنیم؟ آیا بهتر نیست، ستارههایمان را زمینی و دوستداشتنی حفظ کنیم و شرایط را طوری فراهم آوریم که آنها تنها بر «حرفه» ورزش خود تمرکز کنند.
اینها سؤالاتی هستند که اینجا و آنجا، در تاکسی و بیمارستان و نشریات و در گفتگوهای خودمانی با ادبیات و استدلالها و گرایشات شخصی مختلف به آنها پرداخته میشود.
اما، در این پست میخواهم گریزی بزنم به بیوگرافی مایکل فلپس:
مایکل فلپس Michael Phelps در 30 ژوئن سال 1985 در مریلند به دنیا آمد. پدر و مادر مایکل، «فرد» و «دبی» نام دارند. پدر مایکل یک آدم نظامی بود و مادرش آموزگار دبیرستان. مادر مایکل، معلم موفقی است و توانسته دو بار، عنوان بهترین آموزگار سال را در مریلند به دست آورد. مایکل فلپس، در خواهر بزرگتر به نامهای هیلاری و ویتنی دارد.
پدر مایکل، ورزشکار خوبی بود و توانست این ویژگی را به فرزندانش هم منتقل کند. هیلاری -خواهر مایکل- استعداد زیادی در شنای پرونه داشت، ولی شنا را سرانجام کنار گذاشت، خواهر دیگر مایکل یعنی «ویتنی» مدت بیشتری به شنا ادامه داد و حتی در سن 15 سالگی در سال 1996، تلاش کرد وارد تیم المپیک آمریکا شود ولی موفق به این کار نشد و مدتی کوتاهی بعد از این عدم موفقیت، به علت ناراحتی فتق دیسک بین مهرهای ، مجبور به خاحافظی از دنیای شنا شد. مایکل چیزهای زیادی از خواهرنش در مورد شنا آموخت، شاید یکی از مهمترین این تعلیمات، اهمیت سعی و تلاش در این رشته ورزشی بود.
در مورد دوره خردسالی فلپس چیز زیادی در سایتهای اینترنتی منتشر نشده است، به جز اینکه در دورهای پزشکان تشخیص داده بودند که او مبتلا به اختلال بیشفعالی و کمبود توجه یا ADHD است.
مایکل فلپس، عملا هنگامی که 7 سال داشت، شنا کردن را شروع کرد. به گفته خودش در نخستین بارهایی که وارد استخر میشد از فرو رفتن صورتش در آب وحشت داشت، به همین خاطر ترجیح میداد به پشت شنا کند، پس جای تعجب نیست که نخستین مهارتی که او در ورزش آموخت، شنای کرال پشت باشد.
دوره کودکی فلپس با ورزش شنا و انجام ورزشهای دیگر به طور پراکنده، سپری میشد، تا اینکه سال 1996 فرارسید، دراین سال بود که تمایل مایکل برای دنبال کردن جدی ورزش شنا با تماشای مسابقات شنای المپیک 1996 آتلانتا و به خصوص رقابت دو ورزشکار خوب شنای آمریکا در این سال یعنی تام مالکو و تام دولان، افزونتر شد.
اما در سال 1996، اتفاق ناگواری برای مایکل رخ داد. پدر و مادر مایکل بعد از سالها اختلاف از هم جدا شدند. سرپرستی مایکل و دو خواهرش به مادر مایکل سپرده شد و از این زمان تا به امروز ارتباط مایکل با پدرش بسیار محدود شده است.
مایکل که شنا را از استخر مدرسهاش شروع کرده بود، در این زمان احساس کرد که نیاز به آموزش و مربی بهتری دارد، بنابراین به باشگاه ورزشهای آبی بالتیمر شمالی رفت، جایی که مربیای به نام «باب بومن» را ملاقات کرد، مربیای که پی به استعدادهای فلپس برد.
دست و پاهای کشیده و کف پا و دست بزرگ او به همراه سعی تلاش زیاد مایکل نقاط قوت او بودند، اما انگیزه و تمایل شدید او برای برد و قهرمانی نقش مهمتری در زندگی ورزش او ایفا کرد، مایکل به هیچ عنوان پیروزی کس دیگری را تحمل نمیکرد، حتی یک بار که در مسابقهای در نوجوانی از یک شناگر هم سن و سالش عقب افتاد، عینک شنایش را به گوشهای پرت کرد، طوری که مربیاش مجبور شد او را به گوشهای ببرد و به او تذکر دهد که دیگر این کار را تکرار نکند. در دوره نوجوانی به جز پرداختن به شنا، او از هر نظر یک نوجوان عادی بود، کتابهایی در مورد قهرمانان ورزشی مثل «لارنس آرمسترانگ» و «وینس لومباردی» میخواند و شبها در کنارگربهاش -ساوانا- به خواب میرفت!
سال 1999: در سال 1999، مایکل به تیم ملی ب آمریکا راه یافت و موفق شد رکورد شنای 200 متر پروانه را در رده سنی جوانان جابجا کند.
در سال 2000 او در مسابقات کشوری سوم شد و در مسابقات انتخابی تیم ملی برای املپیک سیدنی، به مقام دومی رسید و به عضویت تیم المپیک درآمد.
المپیک سیدنی: در این مسابقات او بیشتر از 15 سال نداشت، و بنابراین جوانترین شناگر تیم المپیک آمریکا در 68 سال گذشته محسوب میشد. در سیدنی فلپس در 200 متر پروانه پنجم شد.
در پایان سال 2000، او هفتمین ورزشکار برتر دنیا در رشته شنای 200 متر پروانه بود و در 400 متر انفرادی عنوان 44 ام جهانی را داشت.
سال 2001: در این سال فلپس در مسابقات کشوری موفق به شکستن رکورد شنای 200 متر پروانه شد و در 100 متر پروانه مدال طلا را گرفت. در همین سال او نخستین مدال بینالمللی خود را به دست آورد و در مسابقات قهرمانی جهان در فوکوآکای ژاپن، مدال طلا گرفت.
دیگر ورزشکاران کهنهکار شنا برای رقابت با این پدیده نوجوان دچار مشکل شده بودند و اسپانسرها مرتبا بر در اتاق او ضربه میزدند.
سال 2002: فلپس 4 عنوان قهرمانی در مسابقات کشوری به دست آورد: 100 و 200 متر پروانه و 200 و 400 متر انفرادی، او موفق شد در 200 متر رکورد دنیا را بشکند. در این سال او در مسابقات قهرمانی پن پاسیفیک دو مدال طلا در رشتههای 200 متر و 400 متر انفرادی کسب کرد و در 200 متر پروانه نقره گرفت.
موفقیتهای ورزشی فلپس در این زمان باعث شد که رسانهها و علاقهمندان رشته شنا، شروع به مقایسه او و شناگر مشهور استرالیا «یان تورپ» کنند. همه مشتاق بودند که بدانند که قدرت و سرعت و استقامت فلپس بیشتر است یا «تورپدو»! این موضوع برای مایکل که چند سال نوارهای ضبط شده از مسابقات یان تورپ را برای آموزش تماشا میکرد، افتخاری محسوب میشد.
بعد از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان در سال 2003، مایکل بر مسابقات قهرمانی کشور تمرکز کرد و مبدل به نخستین کسی شد که در این مسابقات در 3 رشته متفاوت قهرمان شده است، او موفق شد در 200 متر آزاد، 200 متر پشت و 100 متر پروانه قهرمان شود.
در سال 2003، مایکل در مسایقات شنای قهرمانی جهان در بارسلون اسپانیا شرکت کرد. او توانست در این مسابقات به خوبی پاسخی به اظهار نظر مربی استرالیا بدهد که مقایسه او را با یان تورپ غیرمنصفانه خواند بود ، چرا که او موفق شد، 6 مدال بگیرد و 5 رکورد را جا به جا کند!
موفیتهای فلپس ادامه داشت و او در مسابقات قهرمانی آمریکا در کالج پارک مریلند در برابر تماشگران علاقهمند زادگاهش موفق شد، 5 عنوان قهرمانی را کسب کند.
موفیتهای ورزشی فلپس باعث شد که در سال 2004، با 10 شرکت قرارداد تبلیغاتی امضا کند که شرکتهایی مثل Visa, Omega, AT&T Wireless, Power Bar از جمله آنها بودند. در این سال، مایکل موفق شد، مجددا 5 عنوان قهرمانی را به دست بیاورد.
مایکل مراحل آمادگی برای المپیک آتن را با سودای تکرار رکورد «مارک اسپیتز» که موفق شده در المپیک سال 1972، 7 مدال طلا را کسب کند، شروع کرد. یک شرکت هم جایزهای یک میلون دلاری برای او در صورت تکرار این رکورد پیشنهاد کرده بود.
فلپس موفق نشد که رکورد اسپیتز را تکرار کند اما کسب 6 مدال طلا و دو عنوان سومی را مگر میشود عدم موفیت لقب داد؟!
بعد از المپیک آتن، فلپس آنقدر مشهور شده بود که به صورت مرتب از سوی نشریات و برنامههای پرتماشگر تلویزیونی آمریکا دعوت به مصاحبه میشد، در این زمان او در یک سری برنامه تلویزونی مثل «صبح به خیر آمریکا» و «شوی شبانه» شرکت کرد. همچنین در یک تور دور آمریکا برای تبلیغ ورزش شنا شرکت کرد.
شناگر مشهور جهان که در این زمان 19 ساله بود،البته لغزشهایی هم داشت، یک شب او را در حالی که در حالت مستی رانندگی میکرد دستگیر کردند، او به همین خاطر محکوم به پرداخت 250 دلار جریمه شد و مجبور شد که در برنامه همایش «مادران علیه الکل» شرکت کند و در مدرسههای محلی در مورد مضار الکل سخنرانی کند، او همچنین به 18 ماه حبس تعلیقی محکوم شد.
مایکل در سال 2005، در دانشگاه میشیگان ثبتنام کرد.
اما پیروزهای متعدد، میل و تمایل شدید مایکل را کم نمیکرد، او قصد داشت در شنا به همان جایگاهی برسد که «مایکل جردن» در بسکتبال و «تایگر وود» در گلف رسیده بودند. مسابقات قهرمانی جهان در ملبورن استرالیا چنین فرصتی را به او داد. در این مسابقات در سال 2007، او توانست 7 مدال طلا بگیرد و پنج رکورد جهانی را بشکند.
راز پیروزهای مایکل فلپس: آمیزهای از فیزیک بسیار مناسب و استثنایی برای ورزش شنا، میل و انگیزه مهارنشدنی برای برد و تمرینهای سنگین علمی روزانه را را میتوان کلید پیروزهای مایکل فلپس دانست.
اندام استثنایی: کارشناسان میگویند که گویی بدن مایکل فلپس برای ورزش سنا ساخته شده است. فلپس 193 سانتیمتر قد و 83.9 کیلوگرم وزن دارد، فاصله نوک انگشتهای دو دوست او در حالت گشوده، 200 سانتیمتر است. در مقابل پاهای او نسبت به قامتش، کوتاه است، چیزی که مناسب ورزش شناست. فلپس کف دست و پاهای بزرگی دارد، اندازه کفش او 50 است. با این ابعاد، پاها و دستهای فلپس در واقع در حکم پاروهایی هستند که او را در آب جابجا میکنند.
انعطاف فوقالعاده مفاصل دست و پا، چیزی دیگری است که در کنار تکنیک خوب، از فلپس یک ورزشکار استثنایی ساخته است.
پیروزیهای فلپس در سایه تمرینهای منظم روزانه 2 تا 5 ساعته به دست میآید، تمرینهای او به حدتی طاقتفرسا و انرژیخواه است که او میباید روزانه 12 هزار کالری غذا دریافت کند!
المپیک پکن: فلپس در المپیک پکن تا ساعت نگارش این سطور 6 مدل طلا به دست آورده است، او هنوز دو مسابقه دیگر هم پیش رو دارد که در صورت پیروز در آنها رکورد 8 مدال طلا را در یک دوره کسب میکند، این دو مسابقه 100 متر پروانه و 4 در 100 متر مختلط تیمی هستند.
با احتساب مدالهای فلپس در این دوزه از المپیک و المپیک آتن، او تا این لحظه 12 مدال طلا در المپیک کسب کرده است و پرافتخارترین ورزشکار تاریخ المپیک محسوب میشود و بالاتر از ورزشکاران نامی همچون کارل لوئیس (آمریکا، دو میدانی)، لاریسا لاتینینا (شوروی سابق، ژیمناستیک)، مارک اسپیتز (آمریکا، شنا) و پاروو نورمی (فنلاند ، دومیدانی) قرار گرفته میگیرد که هر یک 9 مدال طلای المپیکی دارند.
منابع: ویکیپدیا، سایت شخصی مایکل فلپس، بیوگرافی فلپس
منبع:۱پزشک
Jooce رابط گرافیکی بسیار زیبایی دارد، فایلها به نحوی در این سرویس آپلود نمایش داده میشوند گویی که در دسکتاپ شما کپی پیست شدهاند.
پینوشت: مقاله وبتاپ را حتما بخوانید و سایتهای eyeOS و g.ho.st را هم تست کنید.
منبع:۱پزشک
فرندفیدیها، لابد این دوست وبلاگنویس را میشناسند! بگذریم، همه اینها مقدمهای بود برای سایت جذاب JibJab.
سایت JibJab پر است از فلش ویدئوهای مفرح و جذاب، JibJab به شما اجازه میدهد کمی در این فلشها دست ببرید و مثلا عکس دوستانتان را جانشین تصویر سر شخصیتهای ویدئوها کنید. کافی است ویدئوی مورد نظر را انتخاب کنید و بعد عکسی از خودتان یا یکی از دوستانتان آپلود کنید و در خود سایت کمی عکس را ادیت کنید.
سایت JibJab، به طور خودکار سر شما یا دوستتان را بر ویدئوی مفرح مورد نظر میگذارد و دقایقی موجب تفریح شما و دوستتان خواهد شد.
تذکر: آن عکس البته منسوب به دوست بزرگوارمان است و از آنجا که مطمئن هستم ایشان از ارادات قلبی من نسبت به خودشان مطلع هستند، جسارت کردم و تست این سرویس را با این عکس انجام دادم.
منبع:۱پزشک
همانطور که نوشتم فیزیک بدنی مایکل فلپس کاملا برای ورزش شنا مناسب است، اما ویژگیهای همین فیزیک مناسب باعث شده است که برخی شک کنند که فلپس مبتلا به یک اختلال نادر ژنتیکی به نام سندرم مارفان است و به طرز متناقضی با استفاده از ویژگیهایی بدنی ناشی از همین سندرم، بر ورزشکاران دیگر برتری مییابد.
سندرم مارفان یک اختلال ژنتیکی بسیار نادر است که بافت همبند را تحت تأثیر قرار میدهد. سندرم مارفان ناشی از موتاسیون ژن FBN1 روی کروموزوم 15 است، این ژن گلیکوپروتئینی به نام «فیبریلین 1» را کد میکند که جزئی از ماتریکس خارج سلولی محسوب میشود.
خصوصیات ظاهری فلپس که منطبق با اختلال ژنتیکی سندرم مارفان هستند، شامل این موارد هستند:

- فاصله بین انگشتان دو دست فلپس در حالت گشاده بیشتر از طول قامت اوست. (200 سانتیمتر در برابر 190 سانتیمتر)
- انگشتان دست و پای باریک و بلند
- اندامهای فوقانی بلند (دستهای بلندتر از پاها)
- جناغ سینه برآمده pectus carinatum
- مفاصل با انعطافپذیری بالا
- صورت باریک و کشیده
- چانه کوچک
- نامنظم بودن دندانها
نخستین بار سندرم مارفان در سال 1896، توسط یک پزشک فرانسوی به نام آنتونی مارفان، توصیف شد. این بیماری علاوه بر سیستم اسکلتی بر قلب و عروق و چشمها هم اثر میگذارد.
مارفان، یک اختلال اتوزوم غالب است، اگر شخصی مبتلا به مارفان باشد، فرزندش به احتمال 50 درصد به این اختلال مبتلا میشود. البته از هر 4 نفری که مارفان دارد، یکی والدین بیمار ندارد و بیماری وی ناشی از یک جهش ژنی است.
جدیتری عارضه قلبی عروقی مارفان، اتساع ریشه آئورت است. این اتساع ناشی از ضعف جدار آئورت است و حتی میتواند منجر به پاره شدن آئورت هم بشود.
مارفان میتواند روی دریچه میترال (دریچه بین بطن و دهلیز چپ) هم اثر بگذارد و موجب پرولاپس یا پس زده شدن خون از محل این دریچه شود.
مارفان موجب یک سریع اختلال چشمی هم میشود که شاخصترین آنها دررفتگی عدسی چشم است.
مارفان مردها و زنها را به صورت یکسان درگیر میکند، از هر 10 هزار آمریکایی یکی مبتلا به سندرم مارفان است.
اما برمیگردیم به بحث اصلی این پست: آیا فلپس واقعا سندرم مارفان دارد؟!
این روزها سایتها و وبلاگهای زیادی این بحث را شروع کردهاند. حتی در سایت ویکیپدیا در مدخل سندرم مارفان، فلپس به عنوان یکی از اشخاص مشهوری نام برده شده که مبتلا به این سندرم است.
خود مایکل فلپس در کتابش با عنوان Beneath the Surface، در این مورد نوشته است. جستجویی در این کتاب با استفاده از سرویس کتاب گوگل، ما را درست به صفحهای میبرد که فلپس در این مورد توضیح داده است.

فلپس توضیح داده است که روزی در هنگام تمرینات، دچار تپش قلب شد و به توصیه مربياش به پزشک مراجعه کرد،با توجه به ویژگیها ظاهری فلپس و تپش قلب، از او یک EKG (نوار قلب) گرفته شد که طبیعی بود، از آن زمان به بعد، فلپس سالانه در بیمارستان جان هاپکینز مورد معاینات دورهای قرار میگیرد و وضعیت سلامت ریشه آئورتش مورد بررسی قرار میگیرد.
البته باید توجه داشت که تنها با اتکا به ویژگیها ظاهری اسکلتی نمیتوان با قطعیت گفت که شخصی مبتلا به این سندرم است، یک سری معیار تشخیصی برای سندرم مارفان وجود دارد. این معیارهای تشخیصی را میتوانید در اینجا مطالعه کنید.
با توجه به این معیارها و ضوابط تشخیصی، فلپس معیارهای لازم تشخیصی برای سندرم مارفان را ندارد و نمیتوان گفت که مبتلا به این سندرم است. البته در عین حال نمیتوان با قطعیت گفت که فلپس، سندرم مارفان ندارد، چرا که ممکن است در آینده یکی از علایم شاخص بیماری مثل مشکل عدسی چشم یا اتساع ریشه آئورت را بروز دهد یا ممکن است در تست ژنتیکی، ژن FBN1 جهشیافته در او پیدا شود.
میتوان گفت که با توجه به همین استدلال است که فلپس معاینه دورهای میشود و وضعیت ریشه آئورتش مورد بررسی قرار میگیرد.
دوپینگ ژنتیکی: از سال 2001 کمسیون پزشکی کمیته بینالملی المپیک، متوجه امکان استفاده از علم ژنتیک به منظور دوپینگ شد و قوانینی از این لحاظ وضع کرد. آژانس ضد دوپینگ جهانی، دوپینگ ژنتیکی را اینگونه معرفی میکند: هر گونه استفاده غیردرمانی از سلولها، ژنها یا اجزای ژنتیکی یا روشهای تغییر تظاهر ژن به منظور بهبود عملکرد ورزشکاران.
آیا در آینده شاهد استفاده از روشهای ژنتیکی برای تربیت «ابر انسانها» خواهیم بود؟!
اما مورد مایکل فلپس، فارغ از جنجال رسانهای حول و حوش آن، یک درس جالب دیگر هم دارد: اهمیت معاینات پزشکی حتی در مورد ورزشکارانی که آنها را سالم و بدون نقص میپنداریم. چه کسی تصور میکرد که معاینات دورهای حتی در مورد برترین ورزشکار تاریخ المپیک هم این اندازه مهم و حیاتی باشد؟!
منبع:۱پزشک
ما عادت کردهایم که خبر رویدادهای مهم ورزشی را از طریق گزارشهای روزنامهنگاران و گزارشگران رادیو تلویزیون دنبال کنیم، همچنین عادت کردهایم که همواره عکسهای عکاسان ورزشی را از ورزشکاران ببینیم. شاید خیلی وقتها آرزو کردهایم که نوشتههای ورزشکاران را در شب قبل از مسابقه یا در ساعات اولیه بعد از پیروزی بخوانیم، نظر شخصیشان را در مورد پیروزیها و ناکامیهاشان بدانیم و حتی عکسهایی را که خودشان گرفتهاند، ببینیم.
وبلاگ و وبلاگنویسی چیزی نیست که ورزشکاران از آن مستنثنی باشند، ورزشکاران المپیکی هم تافته جدا بافته نیستند و بسیاری از آنها وبلاگ دارند.
شرکت Lenovo، شرکتی است که مشارکت زیادی در المپیک امسال داشته است، این شرکت که اسپانسر ساخت مشعل و انتقال آن در مسیرش از آتن به پکن هم بوده است، در اقدامی بسیار جالب به ورزشکاران شرکتکننده در المپیک پکن کمک کرده است که صدای خود را به گوش علاقمندان ورزش در همه جهان و علاقهمندانشان برسانند.
شرکت Lenovo برای این کار، از حدود صد نفر از ورزشکاران از کشورهای مختلف جهان دعوت کرد که وبلاگ بنویسند، در بعضی موارد این ورزشکاران از قبل وبلاگی شخصی داشتند و در بعضی از موارد یا کمک Lenovo آنها شروع به وبلاگ نوشتن کردند. به علاوه Lenovo برای تبلیغ و در عین حال کمک به این ورزشکاران، همه آنها را مجهز به یک دوربین دیجیتال و یک لپ تاپ کرد.
لپتاپی که به این ورزشکاران داده شد، یک Lenovo IdeaPad U110 است، این لپ تاپ 1800 دلاری با مانیتور 11.1 اینچی، در دسته لپتاپهای سبک قابل حمل یا ultraportable قرار میگیرد، شاید تنها نقطه ضعف عمده نداشتن درایو اپتیک باشد.

Lenovo از این ورزشکاران نخواست که پستی در ستایش محصولات این شرکت بنویسند، ورزشکاران در ازای دریافت لپ تاپ تنها باید در گوشهای از وبلاگ خود به شرکت در برنامه Lenovo اشاره میکردند.
اما کار جالب دیگر Lenovo این بود که سایتی به نام Voices of the Olympic Games هم راه انداخت، سایت جالبی که خروجی فید همه وبلاگهای ورزشکاران المپیکی را جمعآوری میکند و به صورت مختصر و مفید میتوان آن را «دو در دو»ی اختصاصی این ورزشکاران دانست.

با استفاده از خروجی فید این سایت میتوانید، تازهترین پستهای ورزشکاران مقیم در پکن را بخوانید، از آرزوها و هیجانات آنها مطلع شوید، عکسهایشان را ببینید و حتی با آنها ارتباط برقرار کنید!
همان طور که پیشتر اشاره کردم، ورزشکارانی که در این برنامه Lenovo ، شرکت کردهاند، منحصر به آمریکا نیستند و در بین آنها میتوانید ورزشکارانی از کشورهای مختلف مانند نامیبیا، لهستان، چین، هند، آرژانتین، فرانسه و ... را بیابید.
مشترک فید ورزشکاران المپیکی شوید!
منبع:۱پزشک
در این مدت تعدادی از خوانندهها با من تماس گرفته بودند و خواستار آپلود مجدد فایلها شدند، امروز موفق شدم، مجددا فایلها را آپلود کنم:
قسمت اول: لینک دانلود اول - لینک دانلود دوم
قسمت دوم: لینک دانلود اول - لینک دانلود دوم
توجه: لینکهای دانلود مستقیم نیستند، یعنی در مورد هر لینک، نخست، باید آن را در یک صفحه جدید باز کنید و بعد دانلود را شروع کنید.
منبع:۱پزشک