:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::
جستجو در تبلیغات
مایکل جکسون آهنگساز سونیک ۳ بود!
رویای ناتمام
کوه یخ
آموزش سه بعدی کردن تصاویر با فتوشاپ
ابزار نمایش سریع تصاویر -Fast Picture Viewer
طرح آماده زندگی
۱۴ طرح کارت پستال
فایل آماده نامه
براش ستاره
ساخت آلبوم های ۳ بعدی – Binerus 3D Image Commander 1.75
عکستون رو حرفه ای سیاه و سفید کنید!
سریال نامبر فتوشاپ – Adobe Photoshop cs3 & cs4 ME
لوگو های زیبا برای سایت شما
ساخت اکشن در کمترین وقت!
۱۰۰ Textures پوست درخت
ساخت بنرهای تبلیغاتی جذاب فلش – Flash Banner 1.0.0.1 123
دانلود مستقیم فیلم Ghost Machine 2009
دانلود مستقیم فیلم Waveriders 2008
دانلود مستقیم فیلم Basement Jack 2009
دانلود مستقیم فیلم Afterwards 2008
دانلود مستقیم فیلم The Other Man 2008
لیست 100 محصولی که در لیست سیاه دفتر یدیما ژاپن برای خرید قرار گرفت
وسایل جاسوس جدید
خانه ای امروزی و شیک با بهترین و ارزان ترین وسایل مدل 2010 وسایل خانه
شگفت انگیز ترین و کم مصرف کننده ترین وسایل جانبی خودرو
برترین وسایل جانبی انواع گوشیهای موبایل همه کاره جدید و ارزان
وسایلی که حتما باید در سفر داشته باشید
جدیدترین لباس ها و البسه و تی شرت های آرم دار و شلوار و لباس زیر زنانه و مردانه
فروش انواع کیفها و کفشهای جدید چرم و معمولی شیک و خفن مدل 2010
:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::
:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::
:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::
اوج |
قصه |
خونه عشق |
:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::
:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::
:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::
مهمه كه بتوني دختري رو پيدا كني كه باباش پولدار باشه، دختري كه خوش تيپ باشه، دختري كه دوستت داشته باشه............ ......... ......... . ولي مهم تر از همه اينه كه اين 3 تا دختر نبايد همديگر رو بشناسن
از ترکه ميپرسن: شما كجاي تهران ميشينيد؟ ميگه: هرجا كه خسته شيم!...
یه پسره به باباش میگه بابا جات خالی یه شعبده باز بود که یه کبوترو تبدیل به اسکناس 1000 تومنی کرد پدر میگه: این که چیزی نیست مامانت صبح 100.000 تومن رو تبدیل به لوازم آرایشی و لباس کرد
به ترکه میگن سفر حج چطور بود میگه خیابونا تمیز ، برجاش بلند ، ماشینا آخرین مدل. البته یه جای زیارتی هم داشت که شلوغ بود نرفتم
احمدی نژاد: ورزشكاران را برای كسب مدال به المپیك نفرستادیم،بلكه بازیهای المپیك تمرینی است برای مسابقات دهه فجر
ببخشید از فدراسیون تکواندو مزاحمتون میشم، میشه جفت پا برم تو قلبتون
یک مورچه و یک زرافه باهم ازدواج می کنند شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یک هفته پیداش می شه بعد زرافه بهش می گه این همه مدت کجا بودی مورچه می گه :تو راه بودم که بیام بوست کنم
غضنفر يه سي دي ميخره، ميبينه سوراخه، ميره پسش ميده!!!!
:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::

امضاي فرم درخواست به منزله قبول كامل مقررات جشنواره و ساير ضوابط و قوانين مربوط در ايران است.
- هر استوديو، سازمان، نهاد و شخص ميتواند هر تعداد آثار را كه در محدوده زماني تعيين شده جشنواره دوم قابل پذيرش باشد، به دبيرخانه ارائه نمايد.
نشاني دبيرخانه جشنواره: تهران ـ ميدان آرژانتين ـ خيابان زاگرس ـ پلاك 7 ـ مؤسسه فرهنگي هنري گلآقا.
تلفن تماس: 3ـ88793012 http://www.golagha.ir
:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::
گروهی از دانشمندان در ارگان Oregon آمریکا، شیوهای برای انتقال ژن کشف کردهاند که میتواند منجر به تولید سلولهایی مویی در گوش داخلی شود، این سلولها، نقشی اساسی در فرایند شنوایی دارند و صدا را به پیامهای عصبی تبدیل میکنند، پیامهای عصبی بعد از انتقال به مغز، به صورت صوت ادراک میشوند.
در صورت آسیب و یا از بین رفتن سلولهای مویی، آنها دوباره به وسیله بدن ساخته نمیشوند. بر طبق آمار انستیتوی ملی ناشنوایان در بریتانیا، ۹ میلیون فرد ناشنوا یا دچار اختلال در شنوایی وجود دارد. بیشتر این افراد به خاطر افزایش سن و اصطلاحا پیرگوشی، به طور تدریجی در نتیجه از بین رفتن سلولهای مویی حلزون گوش دچار اختلال شنوایی شدهاند. تماس طولانیمدت با صدای بلند، چیز دیگری است که میتواند باعث آسیب سلولهای مویی شود.

دیاگرام و عکسی که با میکروسکوپ الکترونی از یک سلول مویی گرفته شده است
اما جان بریجاند John Brigande و همتیمیهایش در دانشگاه علوم و سلامت «ارگان»، با استفاده از ژندرمانی راهی برای تبدیل سلولهای دیگر به سلولهای مویی پیدا کردهاند. البته آزمایش آنها، فعلا فقط روی موشها انجام شده است.
در ژندرمانی یک ویروس بیضرر، کپیهایی از ژنهای ضروی و مهم را وارد سلولهای هدف میکند. ژنی که برای ایجاد سلولهای مویی، بسیار اهمیت دارد، Atoh1 نام دارد. سلولهایی که با استفاده از ژندرمانی، این ژن وارد آنها میشود، دقیقا عملکردی مشابه سلولهای مویی طبیعی پیدا میکنند.
اگر موفقیت این دانشمندان در مورد انسانها هم تکرار شود، برای نخستین بار راهی برای درمان ناشنوایی ناشی بدون استفاده از ابزارهای مکانیکی و الکتریکی پیدا میشود. این روش درمانی حتی از پیوند حلزون گوش هم بهتر خواهد بود.
در بریتانیا سالانه دو هزار کودک ناشنوا به خاطر مشکلات ژنتیکی متولد میشوند، ژندرمانی در درمان آنها می تواند، نقش زیادی داشته باشد.
منبع: بیبیسی
پینوشت: یک مقاله جالب دیگر در مورد این تحول را در تلگراف دیدم. در این مقاله دیدگاه یک فرد کمشنوا به نام جسیکا فلووز Jessica Fellowes منتشر شده است. وی متلا به کمشنوایی مادرزادی است و بدون ابزارهای کمکشنوایی قادر به شنیدن صدای مکالمهها و دیگر اصوات نیست.

در این مقاله خانم فلووز، در مورد ضعف شنوایی خود توضیح داده است و گفته است که گرچه سالها با شیوههای مختلف به دنبال راهی برای درمان خود بوده است، اما دیگر با این ضعف، خو گرفته است، او نوشته است که شادترین لحظات عمرش را با ناشنوایی سپری کرده است و اگر شنوایی طبیعی به او برگردد معلوم نیست که دوباره بتواند در حین مطالعه یک کتاب تمرکز کند یا خواب بدون دردسر و به دور از سر و صدا داشته باشد. او که در حال حاضر از ابزازهای دیجیتال کمکشنوایی استفاده می کند، ترجیح می دهد به همین صورت باقی بماند و از شیوه جدید حتی در صورت عملی شدن آن در مورد انسانهای ناشنوا استفاده نکند!
همیشه دیدگاه بیماران، مشابه دیدگاه پزشکان و دیگر افراد جامعه نیست!
:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::
نخستوزیر ۵۵ ساله روسیه -ولادیمیر پوتین- روز یکشنبه با شلیک به یک ببر، جان یکی از عوامل تلویزیون روسیه را نجات داد.
پوتین، خسته از مناقشات اخیر روسیه با غرب بر سر مسائل گرجستان، به پارک ملی روسیه رفته بود تا عملا ببیند که پژوهشگران چگونه تحقیقات مربوط به حیات وحش را انجام میدهند.
روز یکشنبه، محققان، یک ببر سیبری را که ببر «آمور» هم خوانده میشود، به دام انداخته بودند که ناگهان ببر از دست آنها گریخت و به سرعت به یکی از عوامل فیلمبرداری نزدیک شد، در اینجا بود که پوتین به سمت به سمت ببر با یک تفنگ بیهوشکننده شلیک کرد و مانع آسیب دیدن آن مرد شد.

ببر آمور، بزرگترین گونه گربهسان زمین محسوب میشود، اخیرا جمعیت این گونه در معرض انقراض به بیشترین تعداد ظرف صد سال گذشته رسیده است.

پوتین، جاسوس سابق KGB ، در طول هشت سال دوران ریاست جمهوریاش کوشید که، که کرملین را بار دیگر به جایگاه از دست رفتهاش در عرصه سیاست جهانی برگرداند.
اما این نخستین باری نیست که پوتین دست به قدرتنماییهای شخصی میزند، سال قبل هم که او برای ماهیگری به کنار رود Yenisei رفته بود، یک شلوار جنگی به پا کرد و با برهنه کردن بالاتنه عضلانی خود، سعی کرد آمادگی بدنی خود را هم به رخ بکشد.

پوتین اخیرا در چند مورد سیاستهای زیستمحیطی مهمی اتخاذ کرده است، مثلا برای جلوگیری از آلودگی دریاچه بایکال دستور تجدید نظر در احداث یک خط انتقال نفت را داده است و یا جلوی احداث یک دهکده المپیک را در نزدیکی Sochi به دلیل تهدید جمعیت جانوری و گیاهی آن منطقه گرفته است.
:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::
۲۴ ساعت قبل از اینکه ستاد مبارزات انتخاباتی مککین، «سارا پالین» را نامزد پست معاونت ریاست جمهوری جناح جمهوریخواه کند، کاربری با نام کاربری YoungTrigg، از ساعت ۲ صبح آستینها را بالا زده بود و با رویکرد مثبت، مطالبی در مورد سارا پالین به ویکیپدیا اضافه میکرد.
منبع بسیاری از ویرایشها او کتابی در مورد خانم پالین به قلم «کایلین جانسون» بود. او در ویرایش خود نوشت که خانم پالین فرماندار۴۴ ساله کنونی آلاسکا، درآمد سالانه خود را کاهش داده است و مالیات بر املاک را ۶۰ درصد تقلیل داده است.

YoungTrigg که نامش آدم را به یاد فرزند شیرخوار خانم پالین -تریگ- می اندازد، آن شب ۳۰ ویرایش در ویکیپدیا در مورد خانم پالین انجام داد که همگی آنها مثبت بودند.
شباهت نام این کاربر ویکیِپدیا با نام فرزند خانم پالین و همچنین زمان ویرایشها این شک را برانگیخت که این کاربر، یکی از اعضای ستاد انتخاباتی مککین باشد.
البته تلاش افراد سیاسی برای شکل دادن به مدخلهای خود در دانشنامه ویکیپدیا، یک چیز عجیب نیست، در سیاست مدرن باید قبل از اینکه دیگری در صدد تعریف کردن یک شخص برآید، خود آن فرد پیشدستی کند.
اما در این میان ویکیپدیا جایگاه ممتازی دارد. زمانی را تصور کنید که اخبار مهمی در مورد یک فرد سیاسی سابقا ناشناخته منتشر میشود و مردم برای کسب اطلاعاتی در مورد ویع جستجو می کنند، قبل پیشبینی است که نتایج سایت ویکیپدیا در صدر نتایج جستجو ظاهر میشوند، به علاوه به سبب جامع بودن و همچنین مختصر و مفید بودن توضیحات سایت ویکیپدیا بسیاری از مردم، مطالعه مدخلهای سایت ویکیپدیا را بر دیگر سایتها ترجیح میدهند.
آمار بازدید از صفحات نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ویکیپدیا خیرهکننده است، در ماه ژوئن ۶۴۵ هزار نفر از صفحه مککین و ۱/۳۵ میلیون نفر از صفحه باراک اوباما بازدید کردند. همچینن در روزی که خبر نامزدی سارا پالین برای پست معاونت ریاست جمهوری اعلام شد، ۲/۴ میلیون نفر از صفحهاش در ویکیپدیا بازدید کردند.

سال قبل یک دانشجوی مبتکر به نام ویرجیل گیریفیس، سایتی به نام ویکی اسکنر درست کرد که به کمک آن می توان به سادگی پی برد که ویرایشگران ناشناس ویکیپدیا از کجا، مطالب را ویرایش میکنند. این سایت آشکار کرد که شرکتها و آژانسهای دولتی و سیاستمداران، صفحات مربوط به خود را در ویکیپدیا ویرایش میکنند.
ویکیاسکنر سایت بسیار جالبی است و بد نیست شما هم سری به آن بزنید و مدخلهای مختلف را تست کنید.
اما موضوع ویرایشهای YoungTrigg به همینجا محدود نشد، کاربر دیگری پیدا شد که ویرایشهای او را تعدیل کرد و نکات غلوآمیز را حذف کرد. البته YoungTrigg، در صفحه کاربری خود در ویکیپدیا، مرتبط بودن خود را با جمهوریخواهان تکذیب کرد.
از YoungTrigg در ویکیپدیا فعالیتی نخواهیم دید، چون بازنشسته شده و عبارت retired در کنار نام کاربری او در ویکیپدیا دیده میشود.
منبع: نیویورک تایمز
:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::
فتحی شما به شدت تحت تاثیر این تبلیغ است و خجالت هم نمی کشد و همین جور احساس ناراحتی است که از خود بروز می دهد. هر چند سایه خانواده بر سر او مهربانانه افشانده شده است اما او واقعا دلش به درد می آید که چرا باید کودکی این چنین دنبال آغوشی باشد که او را در بر بگیرد؟
به راستی که « هر کودک به خانواده ای نیاز دارد »
مطلب « داستان مادری که کار در گوگل را برای فرزندش رها کرد » از مطالب گذشته این وبلاگ است که خواندنش را اگر نخوانده اید، پیشنهاد می کنم.
پی نوشت:
از تمام دوستانی که پست قبلی را دارای «انحراف به چپو راست» قلمداد کرده بودند و مانند فتحی شما از چشم و گوش بسته، برای بهره بردن از تبلیغ برخوردار نبودند عذرخواهی می کنم. راستش را بخواهید من چنان به قول دوستان «مثبت» هستم که اصلا فکر نمی کردم کسی از آن تبلیغ بتواند برداشتی غیر از برداشت من بکند. اما انگار این بار اشتباه کرده بودم و می شد از آن تبلیغ برداشت هایی هم کرد که … خلاصه که آدم می ترسد!
به اشتراک بگذارید و لذت ببرید:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::
| |||
چکيده
احتمالاً تا به حال شنيده ايد که حدس معروف گلدباخ هنوز اثبات نشده است. پس رياضي دان ها چه مي کنند؟ آيا کسي را مي شناسيد که به فکر اثبات آن باشد؟ تابعي سراغ داريد که به کمک آن بتوان اعداد اوّل را تشخيص داد؟ اگر کسي ادّعا کند که مي تواند هر زاويه دلخواه را تنها با کمک خط کش و پرگار به سه قسمت مساوي تقسيم کند در مورد او چه فکر مي کنيد؟ آيا او يک نابغه است؟
مقدّمه
مي خواهيم در مورد نوابيغ صحبت کنيم. نه اشتباه نکنيد نوابيغ جمع نابغه نيست. در واقع نوابيغ افرادي هستند که ادّعاي نبوغ دارند و معمولاً يک جايي يک مسأله با جايزه یک ميليون دلاري ديده اند يا در دبيرستان از دبير رياضي خود شنيده اند که فلان مسأله قرن ها حل نشده باقي مانده است. بعد سعي مي کنند آن را حل کنندو حتّي ممکن است سال هاي سال عمر عزيزشان را بر سر اين کار تلف کنند. اين اشخاص در تمام کشورها يافت مي شوند. در کشور ما نيز نوابيغ پيدا مي شوند. تجربه چند سال اخير، ما را بر آن داشت که به دلايلي که توضيح خواهيم داد اين مقاله را بنويسيم. در اين مقاله حروف لاتين را براي ارجاع به بعضي از اين اشخاص به کار برده ايم و به دلايلي که در متن مقاله روشن خواهد شد از آوردن مشخصات آنان خودداري کرده ايم.
دسته بندي نوابيغ
ما نوابيغ را به سه دسته تقسيم مي کنيم :
* کساني که سعي مي کنند ناممکن ها را ممکن سازند!
اين دسته به تثليث گرها يا Trisectne معروفند. تثليت گر يعني کسي که سعي مي کند فقط با کمک خط کش و پرگار زاويه را به سه قسمت مساوي تقسيم کند. امّا غير از اين ها افراد ديگري هم جزء اين دسته هستند. مثلاً کساني که سعي مي کنند فرمول محيط بيضي را کشف کنند يا بر روي روش تربيع دايره و تضعيف مکعب و ... کار کنند. براي اطّلاع از ناممکن بودن اين ها به کتاب مرجع مراجعه شود. يا حتّي هستند کساني که سعي مي کنند فقط با دو رنگ هر نقشه اي را رنگ کنند!
* مدّعيان حل مسأله هاي حل نشده معروف
اين دسته نسبت به دسته اوّل کمي معقول ترند. ايشان آدم هايي هستند که سعي مي کنند مسأله هاي بزرگ حل نشده را که به پيش زمينه هاي رياضي قوي نياز دارند، بدون داشتن آن پيش زمينه ها حل کنند. مثلاً فرضيه کلدباخ، فرمول توليد اعداد اول و ....
* بنيان گذاران نظريه هاي بي اساس
اين افراد مدّعي بنيان گذاري نشريه هاي بي پايه ولي از نظر خودشان بسيار مهم هستند، که حتّي مي تواند رياضي را متحوّل کند. در بين اين دسته کساني هستند که با شنيدن ادّعايشان عصبي مي شويد. شايد هم کلّي بخنديد. مثل کسي که ادّعا مي کند : «پايان امسال مي توانم نظريه نامرئي کردن فيزيکي اشياء را کامل کنم.» (X) و يا «شايد برايتان باور نکردني باشد که اين کتاب و اين تحقيقات را يک جوان بيست ساله انجام داده باشد که حتّي اثبات رياضي وجود وجدانيّت خداوند که بزرگترين آرزوي يکتا پرستان جهان اسلام است را از طريق اين نظريه کشف نموده باشد. (Y)
يکي از کارمندان دبيرخانه انجمن رياضي ايران نقل مي کند : چندي پيش شخصي متولد ۱۲۹۱ (با حدود ۹۱ سال سن) باتّفاق دخترش به انجمن رياضي ايران مراجعه کردند که مدعي بودند :
«براي هر عدد، عددي يافته است که حاصل جمع آن با عدد داده شده و حاصل ضرب آن با همان عدد، يکسان است متشابهاً، حاصل تفريق و حاصل تقسيم.»
او مدّعي بود که اين آموزش رياضي را متحوّل مي کند و جوان ها را از آلودگي نجات مي دهد. (مي گفت: با اين روش آموزش، جوان ها تا قبل از ۱۸ سالگي دکتراي خود را مي گيرند و ديگر آلوده نمي شوند! ). هم چنين همين شخص جداولي با اعداد چندين رقمي عجيب (جداول مربعي) رسم کرده بود که به اين اعداد نام «نيرو» داده بود و مي گفت اين نيروها از تمام جهات با هم برابرند. ايشان مايل بودند که اين اکتشافات به نام خودشان ثبت شود و دنبال راهي بودند که از اين مطالب شخص ديگري به نام خود سوء استفاده نکند. (اين نکته در اغلب اين افراد مشابه است.)
کالبد شکافي نوابيغ
البته نوابيغ در رشته هاي ديگر نيز وجود دارند. همکاري تعريف مي کرد که يک نفر در مراجعه حضوري به شوراي شهر تقاضا کرد که از طرح پژوهشي ايشان حمايت شود. اين طرح روش آموزش صحبت کردن به بلبل ها بود! ايشان بلبلي را هم همراه برده بود و ادّعا مي کرد که حرف مي زند ولي به خاطر ترس از جمعيّت از نطق کردن وامانده است.
مقاله هايي وجود دارند که در آن ها رفتار نوابيغ مورد بررسي قرار گرفته اند. مثل مقاله «ریاضیات چیست» که در آن چنين آمده است : «يکي از مشخصه هاي نوابيغ رياضي، مانند ساير انواع نوابيغ، اين است که به موفّقيت هاي کوچک قانع نيستند. حل مسائل معمولي آن ها را راضي نمي کند چرا که دون شأن آن هاست. مي خواهند حرف مهم بزنند يا پنبه حرف هاي مهم را بزنند. بيشتر دوست دارند مسائلي را حل کنند که ديگران ثابت کرده اند نمي توان آن ها را حل کرد ... خلاصه مي خواهند کاري بکنند کارستان. و از حيث شجاعت و بلند پروازي دست کمي از دانشمندان درست و حسابي ندارند. ولي متأسفانه شباهتشان با نوابغ واقعي، در همين يک صفت خلاصه مي شود.» براي علاقه مندان، مطالعه اين مقاله را پيشنهاد مي کنيم. نويسنده آن Underwood Dudley همان نويسنده کتاب هاي A Budget of Trisections و Underwood Dudley است. ايشان بيش از ربع قرن است که مشغول مطالعه رفتار و کردار نوابيغ رياضي هستند.
نوابيغ و پخش نظراتشان
* مراجعه به هر جا و هر کس
اغلب نوابيغ چيز زيادي از رياضي نمي دانند ولي علاقه مندند در اين زمينه کار کنند. شايد بپرسيد اصلاً چرا رفتيم سراغ اين آدم ها؟ جواب را بايد مراجعه بيش از حدّ اين افراد به انجمن رياضي و نشريات وابسته به آن و مديران گروه هاي رياضي دانست. مثلاً به عنوان رئيس انجمن رياضي لااقل از دفتر پنج مقام مختلف مملکتي براي بررسي ادّعاي فقط يکي از ايشان نامه هائي همراه با ضمايم فراوان رسيده است (به پيوست 3 مراجعه شود). راستش اين افراد خيلي تنها هستند. يکي از آنها (X) نوشته بود : «از اين که با شما بزرگوار در ارتباط هستم از ته دل خوشحالم و اميدوارم اين ارتباط هم چنان پايدار باشد و از اين حالت يک طرفه شدن خارج شده و .... رياضيدان هاي بزرگ به حق نمي توانند وقت کافي براي رسيدگي به اين موضوعات بگذارند. دانشجويان رياضي نيز اغلب نمي دانند که چنين افرادي هم وجود دارند. البته مشکل به اين جا ختم نمي شود. بين نوابيغ بعضاً کساني يافت مي شوند که مستعد ايجاد مشکلات بسيار بزرگي براي رياضيدانان و بقيّه آدم ها هستند و اگر در برخورد با اين افراد دقّت لازم را به عمل نياورند بايد منتظر يک دردسر خيلي بزرگ باشيد که در ادامه مقاله بيشتر متوجّه اهميّت موضوع خواهيم شد. همان طور که قبلاً اشاره شد يک گروه عمده از نوابيغ، تثليت گرها هستند که اغلب آنها در دوران دبيرستان با مسأله تثليث مواجه مي شوند. مي دانيم که ثابت شده است تيليث زاويه تنها با خط کش و پرگار امکان پذير نيست. مثلاً به کتاب «رياضيات چيست» فصل سوّم صفحات ۱۴۷ و ۱۴۸ رجوع کنيد. ولي اين افراد يا نمي دانند که چنين اثباتي وجود دارد و يا نمي توانند معناي «امکان پذير بودن» در رياضيات را درک کنند. آيا تا به حال با کسي مواجه شده ايد که متوجّه نشود فقط با يک شمع و يا با يک چراغ موشي نمي توان يک تيرآهن را گداخت؟!
در برخورد با يک تثليت گر، خواندن روش تثليت وي عملاً کار بيهوده اي است. علاوه بر اين، اين افراد معمولاً نمودارهاي پيچيده اي رسم مي کنند که سر درآوردن از آن ها کار سختي است. جالب اينجاست که حتّي وقتي اثبات امکان ناپذير بودن تثليت را برايشان بفرستيد باز هم اصرار دارند که روش آن ها مورد مطالعه قرار بگيرد! نمونه اي از اين افراد خانم Z (دبير رياضي) بود که پس از ارائه برهان توسّط يکي از نويسندگان (پيوست 2) باز هم اصرار بر خواندن مقاله اش داشت. ايشان حتّي تهديد کرد که اگر مقاله اش را نخوانيم ما را به صاحب شب قدر مي سپارد.
* مراجعه به مقامات
يکي ديگر از ويژگي هاي نوابيغ اين است که براي ثبت تئوري خود سراغ مقامات و مسئولين رده بالاي کشوري مي روند و حتّي ممکن است به بالاترين مقام کشور نيز رجوع کنند. يک نمونه از اين افراد آقاي U است که ادّعا مي کند فرضيه گلدباخ را ثابت کرده است. ايشان براي اثبات ادّعاي خود حتّي به رهبر و رئيس جمهور و رئيس قوّه قضائيه نيز نامه نوشته اند. گوشه هايي از نامه پرسوز و گداز اين سودازده رياضي را برايتان مي آوريم :
« ... کار جديدم اثبات فرضيه تاريخي گلدباخ است. اين فرضيه به مدّت 261 سال لاينحل باقي مانده بود و دانشمندان نامداري چون اولر، گاوس، ويتوگرادف و هزاران رياضي دان ديگر در طول اين ۲.۵ قرن براي حل آن کوشيدند ولي ناکام ماندند .... بنده پس از دوازده سال تلاش در سال 1380 (سال مولي علي (ع)) موفق به اثبات قطعي آن گرديدم. اثبات بنده در 286 مرکز علمي و دانشگاهي جهان بررسي و کوچکترين ايرادي بر آن وارد نگرديد. البتّه آمريکا پرداخت جايزه 1 ميليون دلاري بنده را مشروط به پذيرش تبعيت آمريکا نمود...»
نوابيغ ممکن است هر کدام به تنهائي به مراجع زيادي رجوع کنند که با اين عمل با توجّه به نامهه اي مختلف موجب اتلاف وقت بزرگي مي شوند. مثلاً موردي به نام آقاي X مقاله خود را به 100 مرجع مختلف فرستاده بود که به قول خود چون از نوشتن همه آن ها عاجز بود به ناچار به دستگاه کپي متوسّل شده بود! اين آدم ها از رجوع به مقامات و مسئولين خسته نمي شوند و اگر در برخورد با اين آدم ها دقّت نکنيم ممکن است دچار يک دردسر اساسي شويم. مثلاً يکي از اساتيد دانشگاه در جواب يکي از همين نوابيغ مقاله اي را برايش فرستاده بود که به خاطر اين کار آن شخص ايشان را به دادگاه کشاند.
* انتشار جزوات و کتاب ها
در برخي موارد نوابيغ براي عرضه نظريه هاي به قول خود «شگفت انگيزشان» دست به نشر کتاب در تيتراژ چند هزار جلدي مي زنند. حداقل دو مورد آن را اخيراً در کشورشاهد هستيم. يکي از اين دو نفري که کتاب منتشر کرده است يک دانش آموز مقطع پيش دانشگاهي به نام Y است که ادّعا مي کند :
«جلد اوّل اين کتاب علاوه بر بعد رياضياتش، بعد ديگري نيز دارد که استفاده از آن در بحث هاي فلسفي و عرفاني از جمله اثبات روح، برزخ و حقيقت زنده شدن مردگان مي توان نام برد و ...»
و ديگري نيز که کتاب خود را در دوران دبيرستان نوشته است، ادّعا مي کند که :
«... در خلال اين تحقيقات موّفق به کشف رياضي اثبات وجود وحدانيّت خداوند متعال نيز شدم که اميدوارم جوّ به خواب رفته علمي کشور را بيدار نمايد و ...»
حتماً تا به حال خبر کشفيّات جديد در علم را از رسانه هاي گروهي از جمله اخبار سراسري شنيده ايد. ما مواردي را سراغ داريم که اين افراد از طريق همين رسانه ها که مردم، بسياري به بخش خبرهاي علمي آنها اعتماد دارند، خبر به اصطلاح کشفيات خود را به اطلاع عموم مي رسانند. مثل خبر حل فرضيه گلدباخ توسط آقاي X که حداقل از يکي از شبکه هاي تلويزيوني پخش شده است. هم چنين ايشان چندين مصاحبه مطبوعاتي چاپ شده در روزنامه هاي کثيرالانتشار را در پرونده خود دارد.
خلاصه اين که اگر پاي درددل بعضي از آن ها بنشينيد، ممکن است يک نطق مفصّل در مورد فرار مغزها به خاطر عدم حمايت از نابغه هائي مثل ايشان بکنند. اخيراً اغلب آن ها اين ادّعا را نيز بر ادّعاهاي فبلي خود اضافه کرده اند. مثل آقاي U که حتّي ادّعا مي کرد از کشور آمريکا و انگلستان دعوتنامه براي ايشان و خانواده شان فرستاده شده و به ايشان ويزاي آمريکا همراه با چهار بليط مجّاني هواپيما پيشنهاد کرده اند. وي يک ديسکت حاوي اين ادّعا را به همه جا فرستاده بود که ما با ديدن يک ديسکت متوجّه شديم موضوع چيزي نيست به جز چند پيام تبليغاتي که براي شرکت در قرعه کشي براي اخذ ويزا و يا مسافرت تفريحي معمولاً به تمامي کاربران Yahoo فرستاده مي شود!
راه هاي پيشنهادي براي مواجهه با نوابيغ
با توضيحاتي که مطرح شد، حدس مي زنيم همه شما خوانندگان مثل ما معتقديد بهتر است فکري به حال اين افراد بکنيم تا هم بسياري را از درگير شدن با آن ها نجات دهيم و هم خود اين افراد دست از «آب در هاون کوبيدن» بردارند. مثلاً يکي از ايشان که دبير رياضي هم است، ابراز مي دارد :
«اکنون بنده نه تنها از سال ها زحمت و تحقيقات ام خوشحال نيستم بلکه به شدّت غمگينم و فکر مي کنم راه اشتباهي رفته ام که جذب علم و دانش و افتخار آفريني براي کشورم شده ام. چون از اوّلين روز اتمام اثبات و اعلام آن به دانشگاه ها تمام اضافه کاري ها و کمک درآمدها و کلاس هاي اضافه ام را تعطيل کرده و علاوه بر آن مخارج بسياري نيز در اين راه هزينه نمودم. البتّه هراسي نداشتم چون علاوه بر افتخار کشورم، يک ميليون دلار جايزه را نيز در دستم مي ديدم. لذا از قرض کردن نيز هراسي نکردم. امّا اکنون خوار و خفيف شده ام. هر روز از صاحب خانه فرار مي کنم که اجازه چند ماه را نپرداخته ام. به اکثر آشنايان بدهکارم و شايد چند روز ديگر جهت بدهي به زندان هم بروم ... به زندان بروم يا به آمريکا بروم و تبعه آنجا شوم (البته بليط هواپيما و کارت اعتباري نيز برايم فرستاده اند که در ديسک همراه نامه موجود است) يا در کشورم بمانم و اثبات قطعي فرضيه گلدباخ را با خودم به آن دنيا ببرم...» (U)
ما مخاطبين اين افراد را به چهار دسته تقسيم مي کنيم :
دسته اوّل، کساني که وقت کافي براي پاسخ گويي به اين افراد را ندارند. به ايشان توصيه مي کنيم همين مقاله را در پاسخ آن ها ارسال کنند. چه بسا با مطالعه اين مقاله بسياري از مدّعيان پي به اشتباه خود برده و کار خاتمه يابد.
دسته دوّم، بعضي از رسانه ها هستند که با پخش خبرهاي غلط يا چاپ کتاب هاي خالي از هر گونه بار علمي موجب گمراهي اذهان عمومي مي شوند. با توجّه به رسالت مهم رسانه ها در اطلاع رساني چاپ اين گونه خبرها از طرف برخي از اين رسانه ها بسيار تأسف برانگيز است. رسانه ها قبل از نشر هر گونه خبر علمي بايد آن را توسط يک کارشناس مورد بررسي قرار دهند و در صورت اطمينان از صحّت، اقدام به پخش آن نمايند.
دسته سوّم، دفاتر مقامات و مسئولين مملکتي است که تصوّر مي کنيم در موارد بسياري تشخيص اين عدّه از نوابيغ برايشان کاري دشوار است. مثلاً يکي از مسئولان با ارسال ادّعاي آقاي X که قبلاً ديديم ادّعاي «نامرئي کردن فيزيکي اشيا را» داشت به وزير علوم، تحقيقات و فن آوري، نوشته بودند «به پيوست تصويرنامه آقاي X از محققين، نظريه پردازان و طراحان رياضي کشور تقديم مي گردد. نامبرده از نوجواني تا کنون موفّق به کشفيات و ارائه طرح هايي در زمينه علوم رياضي گرديده اند ليکن براي ادامه فعّاليت هاي خود نيازمند مساعدت و حمايت مي باشند. نامه پيوست و ضميمه آن خود گوياي تمام توانايي ها و نبوغ نامبرده است. انتظار دارم درخواست ايشان مورد نظر قرار بگيرد که قطعاً در پيشبرد اهداف علمي ايشان در نگاهي وسيع تر، کشور ايران بسيار سودبخش خواهد بود.»
هم چنين از طرف دفتر يکي از مقامات بلندپايه کشور پي نوشتي درباره ادّعاي آقاي X به انجمن رياضي ايران نوشته اند : «از ارسال کتاب تأليفي آقاي X محقق جوان و عزيزمان تشکر و قدرداني مي شود. براي ايشان از خداوند بزرگ آرزوي توفيق بيشتر را دارم.» لذا به دفتر مقامات پيشنهاد مي کنيم اگر بررسي اين ادعاها برايشان مهم است، از تعدادي از کارشناسان دعوت کنند که به رسيدگي آن ها بپردازند. انجمن هاي علمي مي توانند معرّف اين کارشناس ها باشند.
دسته چهارم، کساني که علاقه مند به اين مسائل هستند و وقت کافي براي رسيدگي به آن ها را دارند. اگر شما هم جزء اين گروه هستيد، پيشنهاد مي کنيم مقاله اندروود دادلي، با تثليث گرها چگونه برخورد کنيم، (ترجمع محمد باقري) نشر رياضي : مجله رياضي مرکز نشر دانشگاهي، سال ۲ شماره ۳ آذر ۱۳۶۸ صفحه ۲۲۲-۲۲۷. را مطالعه کنيد. همان طور که گفتيم نويسنده مقاله فوق حدود ۲۵ سال در اين زمينه کار کرده و راه هاي مختلفي را در برخورد با اين افراد امتحان کرده است. ايشان نتيجه تجربيّات خود را در اين مقاله چنين بيان مي کند :
«سرانجام وقت آن رسيده که بگويم با تثليت گرها چگونه بايد برخورد کرد. امّا بگذاريد اوّل بگوييم چگونه نبايد برخورد کرد. يک راه خلاصي موقّت از چنگ تثليت گرها آن است که بگوييد : خوب تا اينجايش قبول، امّا مي دانيد که بايد براي درست بودنش برهان داشته باشيد. يعني يک سري حکم ها و استدلال هايي نظير آنچه در کتاب هندسه قديميتان داشتيد. تثليث گر از نزدتان مي رود ولي به همراه برهان برمي گردد. در اين مرحله ممکن است بگوييد : خوب، حالا نگاهي به آن بياندازيم، اشتباه آن را بيابيد و به تثليت گر گوشزد کنيد.
تثليث گر اين بار هم مي رود ولي باز همراه با برهان تجديدنظر شده اي برمي گردد که طولاني تر، پچيده تر و يافتن اشتباهش دشوارتر است. تجديدنظرهاي پياپي در برهان، کار را به جايي مي کشاند که ديگر نتوانيد يا نخواهيد اشتباه آن را پيدا کنيد. قدم بعدي که آن نيز خطاست، اين است که بگوييد :
راستش من وقت بررسي اين برهان را ندارم ولي مي دانيد که شخصي به نام وانيتيسل در سال ۱۳۸۷ ثابت کرده که زاويه را نمي توان با خط کش و پرگار تثليث کرد. برهان او موجود است، اين هم برهان شما؛ هر دوي اين ها نمي توانند درست باشند؛ پس چاره اي نيست جز اين که شما در برهان وانيتيسل اشتباهي پيدا کنيد. اين کار هم تثليثت گر را از سرتان باز مي کند. ولي او دير يا زود بر مي گردد با رديه اي بر برهان وانتسل در قالب چنان عباراتي که درک معني شان ناممکن است. هيچ چيز نمي تواند راه را بر تثليث گر از خود گذشته ببندد.
پس در برخورد با تثليث گر چه بايد کرد؟ به اوّلين نامه تثليث گر، اگر مطمئن شديد که خوبي تقريب يا سادگي روش يا هوشمندي او در يافتن تقريبي جديد قابل توجه است، مودّبانه جواب بدهيد. به همراه نامه، برايش فهرستي کامپيوتري از اشتباهات موجود در ترسيم براي زاويه هاي مختلف بفرستيد. من معمولاً فهرست را براي 0 تا 180 درجه، با فواصل 3 درجه اي تهيّه مي کنيم. اين کار مهم است زيرا هنوز کامپيوتر قدرت آن را دارد که احساس احترام و ابهتي در افراد ايجاد کند. همچنين با آن نامه چند تثليث تقريبي ديگر را بفرستيد با تذکّري از اين قبيل که فکر کردم شايد علاقه مند باشيد ديگران چه تثليث هاي تقريبي به دست آورده اند. در سال هاي اخير با استفاده از اين روش ميزان موفّقيتم بالا رفته است. يادم هست که اوّلين موفّقيّت تا چه حد مايه رضايت خاطرم شد. مهندسي در شهر نيوجرسي کتاب بزرگي با جلد مقوّايي در حجم بيش از ۲۵۰ صفحه تهيّه کرده بود که عنوان ماجراهاي هندسه روي جلد آن با حروف زرکوب نقش بسته بود. به نظرم رسيد کسي که اين همه براي تثليث مايه گذاشته باشد، راه نجاتي ندارد. ولي او ضمن پاسخ نامه ام نوشت : همين قدر که توانسته ام به تقريبي برسم راضي هستم و ديگر آن را کنار مي گذارم. اين بار روحم از نفرين به دور ماند! اخيراً چند موفّقيّت ديگر هم داشته ام و شايد برخي از اين تثليت گرهاي لب فرو بسته، متقاعد هم شده باشند، اگر با اين روش کاري از پيش نرفت، آن وقت بي رحم باشيد. نامه و برخورنده اي بنويسيد، به اين قصد که طرف از شما بدش بيايد. ديگر به هيچ قيمتي مزاحم شما نخواهد شد و شايد بخشي از نفرتش منجر به بي علاقگي نسبت به رياضيدانان و بي ميلي به ادامه کار تثليث شود، زيرا معمولاً انسان اگر بتواند، از کاري که مايه آزارش شود خودداري مي کند. اگر همه همين روش را در پيش مي گرفتند نسل تثليث گرها تحليل مي رفت و منقرض مي شد. در آن صورت کساني که سودازدگي جزء سرشتشان است مزاحم اقتصاد دان ها، فيزيک دان ها يا علماي الهيّات مي شدند و ما مي توانستيم در آرامش و امنيّت زندگي کنيم و مطمئن باشيم که از اين پس هيچ سودازده اي به سراغمان نخواهد آمد. در اين جا به طور خاص در مورد تثليث گرها صحبت شده است، امّا حتماً شما آنقدر وارد هستيد که با استفاده از آن، روش برخورد با ساير نوابيغ را نيز بيابيد.»
موخره، از خوانندگان محترم تقاضا مي شود اگر خاطره اي از نوابيغ دارند حدود يک يا دو صفحه به اينجانبان ارسال دارند تا در ضميمه اين مقاله بيايد. به پيوست نمونه اي از نامه هاي ارسال شده در رابطه با نوابيغ ضميمه شده است.
پيوست : چند نمونه از نامه هاي ارسالي درباره مدّعيان
آقاي ... مقاله شما را در ادعاي کشف فرمول محاسبه محيط بيضي مشاهده کردم. به اطلاع مي رساند که انجمن رياضي ايران بر اساس تجربه هاي قبلي به اين گونه مدعيان پيشنهاد مي کند که با اساتيد دانشگاه ها مستقيماً مکاتبه نمايند. اما اين جانب خود به عنوان يک عضو هيأت علمي دانشگاه، نظرم را ذيلاً مکتوب مي نمايم.
لازمه محاسبه فرمول دقيق محيط بيضي محاسبه انتگرال هايي مانند انتگرال زير است که ثابت شده است محاسبه آن بر حسب توابع معمولي امکان پذير نيست. اين فرمول با استفاده از فرمول پارامتري بيضي که به صورت است به دست مي آيد. و اين موضوع تقريباً در هر کتاب رياضيات عمومي (CALCULUS) نيز آمده است. متأسفانه بعضي از افراد معني امکان ناپذير بودن را متوجه نمي شوند و اغلب تلاش بيهوده در يافتن چنان فرمولهائي مي نمايند. اميدوارم که جنابعالي معني آن را دريافته باشيد. باعث تأسف است که بعضي از رسانه ها نيز بدون مشورت با متخصصين اقدام به چاپ يا نشر بعضي از «کشفيّات» مي کنند که باعث توهم بعضي از افراد مي شود. با احترام، سيد عباداله محموديان، رئيس دانشکده علوم رياضي، دانشگاه صنعتي شريف و رئيس انجمن رياضي ايران.
خانم ... با سلام، مقاله شما را مشاهده کرديم و به اطلاع شما مي رسانيم که ثابت شده است تثليت زاويه به کمک خط کش و پرگار امري است امکان ناپذير. بدين منظور شما را مثلاً به صفحات ۱۴۷ و ۱۴۸ از «کتاب رياضيات چيست؟» تأليف ريچارد کورانت که ضميمه نامه است ارجاع مي دهيم. براي اطّلاع بيشتر پيشنهاد مي کنيم فصل سوم کتاب فوق را مطالعه بفرمائيد. با اميد سلامتي روزافزون شما، سيد عباداله محموديان، استاد دانشکده علوم رياضي دانشگاه صنعتي شريف.
استاد محترم جناب آقاي دکتر ... معاون محترم پژوهشي وزارت ...
با سلام، احتراماً عطف به نامه مورخه ... شماره ... به استحضار مي رسانم که کتاب ارسالي (تأليف آقاي ...) توسط دو نفر داور مورد بررسي قرار گرفت. نظر ايشان در ضميمه آمده است. متأسفانه ظرف چند ماه اخير که اينجانب رياست انجمن رياضي ايران را به عهده گرفته ام چند مورد مشابه اين نامه به بنده ارسال شده است (بعضي از آن ها مانند کتاب فوق الذکر از چندين اداره مختلف). رسيدگي به آنها بسيار وقت گير است. در صورتي که خود مکتوبات نشان از بي اساس بودن «نظريه» دارد. مثلاً همين نويسنده ادعا دارد که تا پايان سال (۱۳۸۲) «تئوري نامرئي کردن فيزيکي اشياء را کامل» مي کند. جالبتر اين که بعضي از مقامات نيز اين ادعا را «گوياي تمام توانائي ها و نبوغ نامبرده» مي دانند.
پيشنهاد اينجانب اين است که اگر اين گونه ادعاها براي دفتر جنابعالي مهم است، موسسه اي تأسيس بفرمائيد تا آن ها را بررسي کند. در آن صورت اگر لازم تشخيص بدهيد انجمن مي تواند متخصصين امر را براي آن موسسه پيشنهاد کند. با تقديم احترام، سيد عباداله محموديان، رئيس انجمن رياضي ايران و رئيس دانشکده علوم رياضي، دانشگاه صنعتي شريف رونوشت : به چهار مرجع ديگر که کتاب فوق را فرستاده بودند.
مراجع
ريچارد کورانت و هربرت رابينز، رياضيات چيست؟ ترجمه سيامک کاظمي. تهران : نشر ني، 1379.
Underwood Dudley, A Budget of Trisections, Springer-Verlag, New York, 1987.
Underwood Dudley, Mathematical Cranks, Mathematical Association of America, Washington, D.C. 1992.
:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::
مفسر سياسي روسي از مدودوف انتقاد مي كند
رئيس جمهور روسيه در ارتباط با به رسميت شناختن استقلال جمهوري هاي اوستيا و آبخازيا از تلويزيون سخنراني 5 دقيقه اي داشت كه در آن گرجستان را به حمله ناگهاني متهم كرد. وي خاطر نشان ساخت كه هدف اين حمله از بين بردن مردمي آبخاز و اوستيايي بود!!! (علامت تعجب از مترجم)
او از ديگر كشورها دعوت كرد از روسيه تبعيت كرده و استقلال اين مناطق را به رسميت بشناسند. به گفته وي تصميم گيري در اين خصوص آسان نبوده ولي تنها راهي بوده تا زندگي انسانها را نجات دهند.
صداي آمريكا با مفسرسياسي مستقل روس، آقاي الكساندر كانوالوف مصاحبه كرده است. وي اظهار داشت كه بر اساس توافق نامه 1975 هلسينكي مرزهاي كشورهاي اروپايي بعد از جنگ جهاني دوم بعنوان يك اصل پذيرفته شده و غيرقابل تغيير اعلام شده است. طبق گفته آقاي كانوالوف اين تصميم روسيه مغايرت با توافق نامه هلسينكي است و اين تصميم در ابتدا خود روسيه را متضرر خواهد كرد چرا كه روسيه ديگر امكان انتقاد از غرب در رابطه با به رسميت شناختن كشور كوزوو را نخواهد داشت.
-" علاوه بر اين بايد متذكر شد كه عمل به رسميت شناختن اين دو جمهوري در قفقاز مساوي با بكار گذاشتن ميني (بمبي) پنهاني است چرا كه اگر اوستيايي ها و آبخازهاي حق دارند كه از گرجستان جدا شوند، پس چچن ها و اينگوش ها چرا اين حق را نداشته باشند؟ آنها هم كه بايد از اين حق برخوردار شوند و از روسيه جدا شوند".
براساس گفته كانوالوف هيچكس نمي داند اين مين كي منفجر مي شود ولي اينكه اين بحث محلي براي اعراب دارد واضح است.
رئيس كميسيون ورود به اتحاديه اروپاي گرجستان آقاي سوسو تسيسكاريسشويلي در گفتگوي خود با خبرنگار صداي آمريكا مي گويد:" مدودوف با اين عملكرد خود نشان داد كه سياستمداري دورانديش نبوده و كسي كه انتصاب شده و انتخاب نشده است و كسي كه به تعهدات بين المللي روسيه عمل نمي كند.
پي نوشت مترجم: همانطور كه رسم است من هم مي نويسم كه نوشته ها و متن هاي ترجمه شده در اين وبلاگ الزما با نظر مترجم هماهنگي نداشته و فقط جهت اطلاع از اوضاع و پيرامون خود در اينجا آورده مي شود! :دي
دوم آنكه: حرف دهان مردم گذاشتن به همين مي گن!! (يكباره ديگه متن ترجمه شده بالا رو بخونيد!!)
منبع عكس
:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::
این پست ترجمهی آزادی است از یکی از مطالب وبلاگ عالی Iran Afairs (مقداری هم به محتوای آن اضافه کردهام).
اخیرا کاردار آمریکا در سازمان ملل به روسیه اعتراض کرده که اعمال زور یا تهدید علیه کشورها خلاف منشور سازمان ملل است.
چه جالب، ناگهان دولت آمریکا قوانین بینالمللی و منشور سازمان ملل را کشف کرد!!! از هیاهوی رسانههای غربی برای قلب واقعیت ماجرای روسیه-گرجستان که بگذریم، چه کسی است که نداند ماجرای درگیری نظامی روسیه در اوستای جنوبی هیچ شباهتی به حملهی متجاوزانهی آمریکا به عراق در سال 2003 ندارد و اصولا نباید این دو موضوع را با هم مقایسه کنیم. اما بد نیست محض کمی تفریح و فقط برای اینکه موضع قانونی و رسمی دولت آمریکا دربارهی «قوانین بینالمللی» و «سازمان ملل» هم کمی روشنتر برایمان جا بیفتد نگاهی بیاندازیم به سخنان آقای جان بولتون- نمایندهی آمریکا در سازمان ملل در سالهای 2005 و 2006- دربارهی اهمیت قوانین بینالمللی:
اشتباه بزرگی است اگر ما کوچکترین اعتباری برای قوانین بینالمللی قایل شویم. حتی اگر منافع کوتاه مدت ما چنین ایجاب کند، در دراز مدت کسانی که فکر میکنند قوانین بینالمللی دارای کوچکترین معنایی هستند، همانهایی هستند که میخواهند آمریکا را تحت فشار قرار دهند.
ایشان در حضور دانشجویان دربارهی دوران دانشجویاش در دانشگاه ییل میگوید:
وقتی اینجا دانشجو بودم، هیچ واحد درسی در حقوق بینالملل نگرفتم. راستش را بخواهید فکر نمیکنم هیچچیزی را از دست داده باشم.

اگر امروز ده طبقه از سازمان ملل خراب شود، کوچکترین فرقی نمیکند -- جان بولتون، نمایندهی وقت آمریکا در سازمان ملل
و دیدگاه ایشان دربارهی سازمان ملل:
چیزی به نام «سازمان ملل» وجود ندارد. فقط جامعهی بینالمللی است که تنها ابرقدرت جهان [آمریکا] میتواند آن را رهبری کند.
و باز هم دیدگاه ایشان دربارهی سازمان ملل:
سازمان ملل میتواند یک ابزار مفید برای اجرای سیاست خارجی آمریکا باشد.
متوجه شدید برای رسیدن به مقام «نمایندگی آمریکا در سازمان ملل» باید چه جور موضعگیریهایی داشته باشید؟ قوانین بینالمللی را رسما و علنا بیارزش بدانید و سازمان ملل را هم در بهترین حالت ابزاری برای اجرای سیاستهای آمریکا تلقی کنید. اگر از این حرفها زیاد بزنید شما هم این شانس را خواهید داشت که روزی به مقام نمایندگی آمریکا در سازمان ملل نایل شوید.
:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::





















