تبليغاتX
برداشت آزاد - مقاله داستان بیسکیویت
::با چشمان باز خرید کنید-فروشگاه بزرگ ایران کارتون با تخفیف باور نکردنی نسبت به سایر فروشگاهها ::
جستجو در تبلیغات
قيمت اموال دانشگاه آزاد 250.000.000.000.000 تومان است
زن 32ساله‌ای که 9ماه نمی‌دانست باردار است، در دستشویی زایمان کرد!!
ارسال آخرین پست های وبلاگ به تویتر از طریق فیدبرنر
لوازم جانبی خودرو این قدر ارزون و با ضمانت بیمه تا حالا یک جا دیده بودی
آرایشی بهداشتی
زیور آلات
کتاب و مجله
خدمات
فیلم و کارتن
نرم افزار موبایل
نرم افزار کاربردی
کتاب الکترونیک
مالی و اداری
بازی سرگرمی
نرم افزار آموزشی
آموزش زبان
برترین نرم افزارها
می خواهی به آرامش روحی برسی این موسیقی ها رو گوش کن
آه حال من که بد نشد سر حال لومدم
مجموعه ای بی نظیر از تصنیف های سنتی ایران زمین قدیمی و جدید
بهترین خاطه انگیز ترین آثار موسقی کلاسیک ایران و جهان
برترین آثار صوتی و تصویری خوانندگان و نوازندگان جهان قدیمی و جدید --پک کامل
پر فروش ترین بسته های مسیقی ایران و جهان - خرید پستی
دانلود و نصب 17 افزونه کاربردی و مهم برای مرورگر گوگل کروم
ضمیمه کلیک جام جم شماره 263
سریال به روز رسانی نود 32 در تاریخ 23 آذر -Nod32 id - December 15 - 2009-88
مادر شوهر زرنگ
کشف حجاب بانوان ایران این بار در کاراته!
بخشی از سایت سازمان سنجش ف------ل-----تر شد


::عسسسسسسسککککسسسسس با حال و جالب ::
کالا هایی که به آنها در آینده نزدیک نیاز پبدا خواهبد کرد
یک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود.
چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود ، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکویت نیز خرید.
او بر روی یک صندلی دسته دار نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.
در کنار او یک بسته بیسکویت بود و در کنارش مردی نشسته بود و داشت روزنامه می خواند.
وقتی که او نخستین بیسکویت را به دهان گذاشت ، متوجه شد که مرد هم یک بیسکویت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت.
پیش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم ، شاید اشتباه کرده باشد.»
ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکویت برمی داشت ، آن مرد هم همین کار را می کرد. این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی خواست واکنش نشان دهد.
وقتی که تنها یک بیسکویت باقی مانده بود ، پیش خود فکر کرد:
«حالا ببینم این مرد بی ادب چه کار خواهد کرد؟»
مرد آخرین بیسکویت را نصف کرد و نصفش را خورد.
این دیگه خیلی پررویی می خواست!
او حسابی عصبانی شده بود.
در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست ، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت.
وقتی داخل هواپیما روی صندلی اش نشست ، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساکش قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکویتش آنجاست ، باز نشده و دست نخورده!
خیلی شرمنده شد!!
از خودش
بدش آمد . . .
یادش رفته بود که
بیسکویتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود.
آن مرد بیسکویتهایش را با او تقسیم کرده بود ، بدون آنکه عصبانی و برآشفته شده باشد

:: قابل توجه مدیران سایتها و وبلاگها و بازدیدکننده های عزیز ...کسب در آمدی عالی و مطمئن فقط با کمی زحمت کشیدن در منزل و هر کجا که مایل باشید ::
:: با خرید پستی ایران مارکت سنتر، سفارش خود را درب منزل دریافت کرده، مبلغ آن را به مامور پست بپردازید. ::
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه 1388/08/14 و ساعت 11:57 |
:: شما میتوانید با تبلیغ يا معرفى كردن محصولات سیستم با مشارکت در فروش محصولات براحتی میلیونر شوید. ::